جان بابا


هرجا که دیدی عاشقی
شکوه از یار خود بر زبان داشت

هر جا شنیدی نا له ای
از دلی ریشه در عمق جان داشت

از عشق او خواندی
هر دم اشک افشاندی
بر او تنها می شدی تسلّا

گاهی با آوازت
با بال پروازت
یارش بودی تا به اوج رویا


جان بابا بشنو از من
زندگی شادی و غصّه دارد

روح و جانش غم نبیند
بر خدا هر که دل می سپارد

در دوران پیری
ایّام دلگیری
می خوام باشی تو عصای دستم

من موجم تو دریا
من خاکم تو صحرا
هر جا باشی در بر تو هستم

کاش چون تو بخوانم ترانه
ای خدا حاجتش را بر آور

چون تو نامی شوم در زمانه
این بود لطف داور
برای آخرین بار

براي آخرين بار ، خداكنه بباره
تو اين شب كويري ، يه قطره از ستاره

هميشه بودي و من ، تو رو نديدم انگار
بگو بگو كه هستي ، براي آخرين بار

وقتي دوري ، تنهايي نزديكه
قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه

چه لحظه ها كه بي تو ، يكي يكي گذشتن
عمرمو بردن اما ، يه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه كن ، منو به گريه نسپار
حالا كه با تو هستم ، براي اولين بار

براي آخرين بار

وقتي دوري ، تنهايي نزديكه
قلبم بي تو ، ميترسه ، تاريكه
 
بذار خیال کنم هنوز
ترانه هامو میشنوی
هنوز هوامو داری و
هنوز صدامو میشنوی
هنوز صدامو میشنوی
بذار خیال کنم هنوز
یه لحظه از نیازتم
اگه تموم قصه هام
هنوز ترانه سازتم

بذار خیال کنم هنوز
پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم
شبا پر از خواب منی
شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم تو دلتنگات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه ی طلوع عاشق
گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی

بذار خیال کنم منم
اون که دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی
پر میشی از خاطره هاش
اونکه هنوز دوسش داری
اونکه هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم
اونی که بودنش بسه
اونی که بودنش بسه

دوباره فال حافظ و
دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بی تو
اگر چه بی خیالمی
اگر چه بی خیالمی

بذار خیال کنم تو دلتنگات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه ی طلوع عاشق
گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شوق سفر نداشتي وقت گذر نذاشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي

بي تو كدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر كدوم آسمون رو تشنگيم بباره
بي تو چه مونده با من جز يه صداي خسته
جز يه نگاه خاموش جز يه دل شكسته
جز يه دل شكسته

بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي
بال و پرم بودي خبر نداشتي
تاج سرم بودي خبر نداشتي
سايه به سايه هر طرف كه بودم
همسفرم بودي خبر نداشتي

پر زدي و نديدي بال سفر نداشتم
گفتي رها شو اما من ديگه پر نداشتم
كوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
اما خبر نداشتي

شوق سفر نذاشتي وقت گذر نذاشتي
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتي
رفتي و توي قلبم يار تو جا گذاشتي
روي تموم حرفات يك دفعه پا گذاشتي
يك دفعه پا گذاشتي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

باران که می بارد تو می آیی
بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشتِ شب تا باغِ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد ، غصه می سوزد
شب می گدازد ،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگِ تو می رقصد.....
تا شعر باران تو می گیرد........
تا شعر باران تو می گیرد.

از لحضه های تشنه ی بیدار
تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی
دل می کِشد ما را تو می دا نی.....

دل می کِشد ما را تو می دا نی


باران که می بارد تو می آیی
بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشتِ شب تا باغِ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز.....
با ابر و آب و آسمان جاری

از لحضه های تشنه ی بیدار
تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی
دل می کِشد ما را تو می دا نی.....
دل می کِشد ما را تو می دا نی

دل می کِشد ما را تو می دا .....نی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز و فردا

دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!

این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده

چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم

دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن

شانس در هر خونه رو
فقط یه بار می زنه
ببین حالام اومده و
وایساده جار می زنه

در رو اگه واکنی
خودش میاد تو خونه
خوب تا کنی قول میدم
کاری کنم بمونه

دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!

این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده

چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم

دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن

دل تو دلم نیست به خاطر تو
دل تو دلت نیست به خاطر من
از چی می ترسی هواتو دارم
به من نگا کن حرفتو بزن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
چه جوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی
نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جایه موندنه
نه مونده راهه پیشو پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشمو اسیره دسته غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه....
این قرارمون نبود
تو بی خبر بری
من خسته شم که تو..
بی همسفر بری
نه...
این قرارمون نبود
من رنگِ شب بشم
تو سر سپرده شی
من جون به لب بشم.....

باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..

باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز

وقتی زندونی تو هوس
مثله پروازی تو قفس
این رسم ِ همراهی نشد
ای همنفس...............

وقتی قلبت از من جداس
سرگردونه بی هم صداس
انگار دستت با دست من
نا آشناس..................

باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..

باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز

..


باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فصل باروني بيشه
رنگ چشماته هميشه
حس تازه بودن من
بي نگاه تو نمي شه
اگه ديروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتي توي روئياآآآآآ

نه مي افتم به پاي تو
نه ميميري براي من
هميشه رد پات پيداس
كنار رد پاي من

كاش دوباره بودن من
رنگ بودن تو باشه
كه در بسته ي قلبم
باز با دستاي تو واشه
باز با دستاي تو واشهءءءءء
تو مثه شباي مهتابي و باروني
وقتي كه نباشي دلگيرم و ميدوني
حرفاي دلم رو با اشك تو ميگفتم
بارون كه مي باره باز ياد تو مي افتم

از غم منو غم تو تب منو تب تو
همه بي خبرن
از دل منو دل تو شب منو شب تو
همه بي خبرن



فصل باروني بيشه
رنگ چشماته هميشه
حس تازه بودن من
بي نگاه تو نميشه
اگه ديروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتي توي روئيا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمومه ادم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به اسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی ذ ارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت میکنم


وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
حرفهای نگفتنی را میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه جدایی ما آدم ها
قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق
قصه سادگی گمشدمون


اگه دستم به جدایی برسه
اون از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمون آدم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت می کنم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از اول هم من و تو ما نبودیم
من و تو مال یک دنیا نبودیم
از اول هم تومون سر درگمی بود
می گفتیم با همیم اما نبودیم

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم

تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته
نترس از این که حرفام دلنشین نیست
تموم سهم ما از عشق این نیست
ما عشق اول هم بودیم اما
همیشه عشق اول بهترین نیست

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم

تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم


برگرفته ازwww.4albalu.blogfa.com

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 | 22:47 | نویسنده : نجمه |
  • دوصفر هفت
  • قالب بلاگ اسکای